این مجموعه شامل کتب آواز پر جبرئیل، عقل سرخ، فی حقیقت العشق، صفیر سیمرغ و روزی با جماعت صوفیان اثر شیخ شهاب الدین سهروردی (شیخ اشراق) می باشد.


این مجموعه شامل کتب آواز پر جبرئیل، عقل سرخ، فی حقیقت العشق، صفیر سیمرغ و روزی با جماعت صوفیان اثر شیخ شهاب الدین سهروردی (شیخ اشراق) می باشد.


بر روی ما نگاه خدا خنده می زند
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم
زیرا چو زاهدان سیه كار خرقه پوش
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم
پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به كه زیر لب
بهر فریب خلق بگوئی خدا خدا
ما را چه غم كه شیخ شبی در میان جمع
بر رویمان ببست به شادی در بهشت
او می گشاید او كه به لطف و صفای خویش
گوئی كه خاك طینت ما را ز غم سرشت
توفان طعنه،ش خنده ی ما را ز لب نشست
كوهیم و در میانه ی دریا نشسته ایم
چون سینه جای گوهر یكتای راستیست
زین رو بموج حادثه تنها نشسته ایم
مائیم ... ما كه طعنه زاهد شنیده ایم
مائیم ... ما كه جامه تقوی دریده ایم
زیرا درون جامه جز پیكر فریب
زین هادیان راه حقیقت، ندیده ایم
آن آتشی كه در دل ما شعله می كشید
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود
دیگر بما كه سوخته ایم از شرار عشق
نام گناهكاره ی رسوا! نداده بود
بگذار تا به طعنه بگویند مردمان
در گوش هم حكایت عشق مدام ما
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما
"فروغ فرخزاد"

![]()
ای ایران، ای مرز پرگهر
ای خاكت سرچشمهی هنر
دور از تو اندیشهی بدان
پاینده مانی و جاودان
ای دشمن ار تو سنگ خارهای من آهنم
جان من فدای خاك پاك میهنم
مهر تو چون شد پیشهام
دور از تو نیست اندیشهام
در راه تو كی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاك ایران ما
سنگ كوهت در و گوهر است
خاك دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل كی برون كنم
برگو بیمهر تو چون كنم
تا گردش زمین و دور آسمان به پاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشهام
دور از تو نیست اندیشهام
در راه تو كی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاك ایران ما
"حسین گلگلاب"

Download GholamHossein Banan – ey Iran.mp3

Download Darya Dadvar – ey Iran.mp3
![]()
و این منم
زنی تنها
در آستانه ی فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یأس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی
زمان گذشت
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
چهار بار نواخت
امروز روز اول دیماه است...
...



تذهیب ، هنر نسخه آرایی با طرحهای تزیینی هندسی و نقشمایه های انتزاعی گیاهی . تذهیب در لغت به معنای «زراندود کردن » و «طلاکاری » است. برخی گونة زرین این هنر را «تذهیب » و گونة رنگارنگ آن را «ترصیع » نامیده اند، اما چون رنگ طلایی رنگمایة اصلی این هنر است معمولاً آن را تذهیب می خوانند ...




استاد پرویز اسکندرپور خرمی
تهران-1338
"«پرویز اسكندر پورخرمی» از اساتید نامدار كشور و رییس موزهفرش ایران است كه ضمن خلق آثار متعدد هنری دارای تالیفاتی نیز در زمینه هنر تذهیب و نگارگری است."
منابع:
ریشه در اعماق اقیانوس دارد شاید
این گیسو پریشان کرده بید وحشی باران
یا نه!
دریاییست گویی واژگونه
بر فراز شهر
شهر سوگواران
هر زمانی که فرو می بارد از حد بیش
ریشه در من می دواند
پرسشی پیگیر با تشویش
رنگ این شب های وحشت را
تواند شست آیا از دل یاران
چشم ها و چشمه ها خشکند
روشنی ها محو در تاریکی دل تنگ
همچنانکه نام ها در ننگ
هرچه پیرامون ما غرق تباهی شد
آه باران!
ای امید جان بیداران!
بر پلیدی ها که ما عمریست
در گرداب آن غرقیم
آیا چیره خواهی شد؟
"فریدون مشیری"


در پشت چارچرخه ی فرسوده ای،
کسی خطی نوشته بود.
من گشته ام نبود،
تو دیگر نگرد نیست!
این آیه ی ملال در من،
هزار مرتبه تکرار گشت و گشت،
چشمم برای این همه سرگشتگی، گریست.
چون دوست در برابر خود بنشاندمش
در عرصه ی بگو و مگو می کشاندمش
در جستجوی آب حیاتی؟!
در بی کران این ظلمات آیا؟
در آرزوی، رحم، عدالت؟!
دنبال عشق، دوست؟!
ما نیز گشته ایم،
و آن شیخ با چراغ همی گشت!
آیا تو نیز چون او، انسانت آرزوست؟
گر خسته ای بمان! و اگر خواستی بدان!
ما را تمام لذت هستی به جست و جوست!
پویندگی تمامی معنای زندگیست!
"هرگز نگرد! نیست!"
سزاوار مرد نیست!
"فریدون مشیری"

بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی درد مند را
"فریدون مشیری"

f.moghaddam94@gmail.com
fd.moghaddam@yahoo.com